کاری نادرست یا غیرقانونی انجام دادن
مثالهای طبیعی
He was accused of committing a crime.
او به ارتکاب جرم متهم شد.
The company committed a serious mistake.
شرکت مرتکب اشتباه بزرگی شد.
Police believe the offence was committed at night.
پلیس معتقد است که جرم در شب رخ داده است.
نکتهٔ کاربردی
`Commit` اغلب با `crime`، `offence`، `error` یا `mistake` ترکیب میشود.

