اغلب اتفاق افتادن یا در مکانهای زیادی پیدا شدن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
رایج
Deutsch
häufig
Հայերեն
տարածված
taratsvats
مثالهای طبیعی
This is a common problem.
این یک مشکل رایج است.
Rain is common in this area.
باران در این منطقه معمول است.
