زمین یا منابعی که اعضای جامعه مشترکاً از آن استفاده میکنند و مالکیت فردیِ انحصاری ندارند.
مثالهای طبیعی
Villagers once grazed sheep on the commons.
روستاییان در گذشته گوسفندانشان را در چراگاه مشترک میچراندند.
Overfishing can damage the commons for everyone.
صید بیرویهٔ ماهی میتواند به منابع مشترک همه آسیب بزند.
Protecting the commons requires cooperation across generations.
حفاظت از منابع مشترک به همکاری میان نسلها نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
در بحث محیطزیست یا اقتصاد، the commons میتواند به منابع مشترک اشاره کند، نه صرفاً یک چمنزار عمومی.
