commotion
C1اسم/US /kəmˈoʊʃən/ kəm-ŌSH-ən; UK /kəmˈoʊʃən/ kəm-ŌSH-ən/
سر و صدا، علم شنگه، جنجال
JadoLearn Dictionary
معنی commotion به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سر و صدا، علم شنگه، جنجال
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تهییج، جنب و جوش، هیجان
خلجان، آشفتگی، تلاطم
غائله، غوغا، اغتشاش
هیاهو، جنجال راه
اغتشاش، بی نظمی، نابهنجاری
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.