چیزی که اعضای یک گروه یا جامعه از آن بهطور مشترک استفاده میکنند یا در آن مشارکت دارند.
مثالهای طبیعی
Residents share a communal kitchen on the ground floor.
ساکنان در طبقهٔ همکف یک آشپزخانهٔ مشترک دارند.
The courtyard remains communal rather than privately owned.
حیاط همچنان فضای مشترک است و مالکیت خصوصی ندارد.
Everyone joined a communal meal after the celebration.
پس از جشن همه در یک وعده غذای دستهجمعی شرکت کردند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب در برابر private یا individual قرار میگیرد و خودبهخود به معنای مالکیت دولتی نیست.
