باوری که بر سازماندهی زندگی اجتماعی بر پایهٔ منافع و مسئولیتهای مشترک اعضای جامعه تأکید دارد.
مثالهای طبیعی
Communalism shaped the village’s approach to shared land.
اجتماعگرایی بر شیوهٔ مدیریت زمینهای مشترک در روستا اثر گذاشت.
Advocates of communalism favor decisions made close to residents.
طرفداران اجتماعگرایی ترجیح میدهند تصمیمها در نزدیکی و با مشارکت ساکنان گرفته شوند.
The settlement’s communalism emphasized mutual responsibility.
اجتماعگراییِ آن سکونتگاه بر مسئولیت متقابل تأکید داشت.
نکتهٔ کاربردی
در نظریهٔ سیاسی و بحثهای مربوط به مدیریت منابع مشترکِ محلی به کار میرود.
