معنی ۱neutral · 95%
گروهی از مردم که در یک منطقه زندگی میکنند یا چیز مهمی با یکدیگر مشترک دارند
مثالهای طبیعی
The local community helped after the storm.
جامعهٔ محلی پس از طوفان کمک کرد.
Our school has a friendly community.
مدرسهٔ ما جامعهای صمیمی و دوستانه دارد.
Different communities celebrate different traditions.
جوامع مختلف سنتهای متفاوتی را جشن میگیرند.
نکتهٔ کاربردی
community میتواند افرادی را به هم مرتبط کند که در یک منطقه زندگی میکنند یا علایق و ویژگیهای مهم مشترکی دارند.

