جعبهٔ کوچک و تختی برای پنکیک یا پودر صورت که اغلب آینه دارد.
مثالهای طبیعی
She opened her compact to check her makeup.
او جعبهٔ پنکیکش را باز کرد تا آرایشش را بررسی کند.
A powder compact lay beside the brushes.
یک جعبهٔ پودر آرایشی کنار برسها قرار داشت.
He packed two makeup compacts for the performers.
او دو جعبهٔ پنکیک برای بازیگران در کیف گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
compact معمولاً به جعبهٔ پودر یا پنکیک و محتویات آن اشاره دارد، نه هر محصول آرایشی.
