معنی ۱neutral · 90%
یک کسبوکار که کالا یا خدمات میفروشد.
مثالهای طبیعی
She works for a large company.
او برای یک شرکت بزرگ کار میکند.
The company makes computers and phones.
این شرکت کامپیوتر و تلفن تولید میکند.
Many companies have offices in this city.
شرکتهای زیادی در این شهر دفتر دارند.
نکتهٔ کاربردی
از company برای اشاره به یک سازمان تجاری، چه کوچک و چه بزرگ، استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— در یک شرکت شاغل بودن

