نگاه کردن به دو یا چند چیز برای پیدا کردن شباهتها یا تفاوتهای آنها.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
مقایسه کردن
Deutsch
vergleichen
Հայերեն
համեմատել
hamematel
مثالهای طبیعی
I compare prices before buying things.
من قبل از خرید وسایل، قیمتها را مقایسه میکنم.
She compares her brother with her friend.
