نگاه کردن به دو یا چند چیز برای پیدا کردن شباهتها یا تفاوتهای آنها.
مثالهای طبیعی
I compare prices before buying things.
من قبل از خرید وسایل، قیمتها را مقایسه میکنم.
She compares her brother with her friend.
او برادرش را با دوستش مقایسه میکند.
They compare this phone to the old one.
آنها این گوشی را با گوشی قدیمی مقایسه میکنند.
نکتهٔ کاربردی
از compare وقتی استفاده میکنیم که دو یا چند چیز را بررسی کنیم تا شباهت یا تفاوت آنها را ببینیم. قبل از چیزهایی که با هم مقایسه میشوند از compare between استفاده نمیکنیم.

