مهربانی و توجه نشان دادن به کسی که رنج میبرد یا با دشواری روبهروست
مثالهای طبیعی
The nurse offered compassionate care to anxious patients.
پرستار از بیماران مضطرب با دلسوزی مراقبت کرد.
He was compassionate toward families facing eviction.
او نسبت به خانوادههایی که با خطر تخلیهٔ خانه روبهرو بودند دلسوز بود.
A compassionate response can make bad news easier to hear.
پاسخ همدلانه میتواند شنیدن خبر بد را آسانتر کند.
نکتهٔ کاربردی
برای اشاره به شخص میتوان از compassionate toward یا compassionate to استفاده کرد. compassionate بر پاسخ مهربانانه به رنج تأکید دارد، اما considerate بر توجه به آسایش و نیاز دیگران.
