توانایی دو شخص یا دو چیز برای کارکردن، وجود داشتن یا عملکرد مطلوب در کنار هم.
مثالهای طبیعی
Check compatibility with your operating system before installing.
پیش از نصب، سازگاری با سیستمعامل خود را بررسی کنید.
They questioned their long-term compatibility after several arguments.
آنها پس از چند مشاجره دربارهٔ سازگاری بلندمدتشان تردید کردند.
Tests confirmed compatibility between the new devices.
آزمایشها سازگاری میان دستگاههای جدید را تأیید کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای اشاره به سازگاری با یک مورد از with و برای نام بردن از دو یا چند طرف از between استفاده کنید.
