از نظر حجم کوتاه، اما دارای مقدار زیادی اطلاعات مهم و مرتبط.
مثالهای طبیعی
Her compendious guide covered decades of local history.
راهنمای مختصر و جامع او چندین دهه از تاریخ محلی را پوشش میداد.
The introduction was compendious without omitting essential context.
مقدمه کوتاه و جامع بود و هیچیک از زمینههای ضروری را حذف نکرده بود.
Several compendious surveys helped students revise the subject.
چند بررسیِ فشرده و جامع به دانشجویان کمک کرد درس را مرور کنند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر برای نوشتهها، خلاصهها، گزارشها و بررسیها به کار میرود تا گفتار.
