دستگاه یا سازوکاری که تغییر، خطا یا عدمتعادلی ناخواسته را خنثی یا جبران میکند.
مثالهای طبیعی
A compensator absorbed the pipe’s expansion during heating.
یک جبرانساز، انبساط لوله را هنگام گرمشدن جذب کرد.
Engineers replaced a faulty compensator in the heating system.
مهندسان یک جبرانساز خراب را در سامانهٔ گرمایشی تعویض کردند.
Modern compensators adjust automatically when pressure changes.
جبرانسازهای امروزی با تغییر فشار، خودکار تنظیم میشوند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در توصیف تجهیزات فنی دیده میشود و معنای کلی آن تنظیم سامانه برای خنثیکردن یک اثر است.
