complain
C2اسم/US /kəmplˈeɪn/ kəmpl-ĀN; UK /kəmplˈeɪn/ kəmpl-ĀN/
گله کردن، شکایت کردن، چغلی کردن
JadoLearn Dictionary
معنی complain به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گله کردن، شکایت کردن، چغلی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غنده زدن، غر زدن، غرغر کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
جامه ماتم پوشیدن، ماتمگرفتن، شیون کردن
اسف، دریغ، حسرت
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.