معنی ۱neutral · 95%
گفتن اینکه از چیزی ناراضی هستی.
مثالهای طبیعی
Guests complained about the noise.
مهمانها از سروصدا شکایت کردند.
I complained to the manager.
من به مدیر شکایت کردم.
Please stop complaining about traffic.
لطفاً دست از شکایت دربارهٔ ترافیک بردار.
نکتهٔ کاربردی
برای مشکل از about و برای شخصی که شکایت را به او میگویی از to استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— دربارهٔ یک مشکل شکایت کردن

