کسی که وقوع تخلف یا رفتار نادرستی را بهطور رسمی به مرجع مسئول گزارش میکند.
مثالهای طبیعی
The complainant described the incident to the officer.
شاکی ماجرا را برای مأمور شرح داد.
Each complainant can request a confidential meeting.
هر شاکی میتواند درخواست جلسهای محرمانه بدهد.
Three complainants submitted supporting documents.
سه شاکی مدارک پشتیبان ارائه کردند.
نکتهٔ کاربردی
complainant کسی است که شکایت رسمی مطرح میکند؛ plaintiff خواهانِ دعوای مدنی در دادگاه است. این دو عنوان لزوماً جایگزین یکدیگر نیستند.
