با افزودن کیفیتی متفاوت اما سازگار، با چیزی خوب هماهنگ شدن و آن را کاملتر کردن
مثالهای طبیعی
Warm lighting complements the dark wooden furniture.
نورپردازی گرم با مبلمان چوبی تیره بهخوبی هماهنگ است.
The fresh herbs complement the rich sauce perfectly.
سبزیهای تازه طعم سس غلیظ را بهخوبی تکمیل میکنند.
Their different skills complement each other well.
مهارتهای متفاوت آنها بهخوبی مکمل یکدیگر است.
نکتهٔ کاربردی
`Complement` یعنی از راه سازگاری چیزی را کامل یا بهتر کردن؛ `compliment` یعنی تحسین کردن.
