معنی ۱neutral · 86%
تمام کردن کامل یک چیز.
مثالهای طبیعی
I complete my homework every evening.
من هر عصر تکالیفم را کامل انجام میدهم.
Please complete this form today.
لطفاً امروز این فرم را کامل کنید.
They completed the project last week.
آنها هفته گذشته پروژه را به پایان رساندند.
نکتهٔ کاربردی
Complete یعنی چیزی را به طور کامل به پایان رساندن. این فعل معمولاً با فرمها، وظایف، پروژهها، دورهها و فعالیتها استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— پر کردن تمام بخشهای موردنیاز یک فرم

