معنی ۱neutral · 95%
بهطور کامل، بهطوری که چیزی کم یا باقی نمانده باشد
مثالهای طبیعی
The glass was completely empty after lunch.
لیوان بعد از ناهار کاملاً خالی بود.
I completely forgot his name.
من نام او را کاملاً فراموش کردم.
The road was completely blocked.
جاده کاملاً مسدود شده بود.
نکتهٔ کاربردی
completely معمولاً مستقیماً قبل از صفت، اسم مفعول یا فعلی میآید که معنای آن را تقویت میکند.
