مطابق با الزامات یک قانون، مقرره یا استاندارد بودن.
مثالهای طبیعی
The software is compliant with current privacy rules.
این نرمافزار با مقررات فعلی حریم خصوصی مطابقت دارد.
Only compliant devices passed the inspection.
فقط دستگاههای مطابق با الزامات توانستند بازرسی را با موفقیت پشت سر بگذارند.
Our supplier became more compliant after the audit.
تأمینکنندهٔ ما پس از ممیزی، بیش از قبل مقررات را رعایت میکرد.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان مطابقت با قانون یا استاندارد مشخص، compliant with به کار ببرید؛ compliant to در این معنا رایج نیست.
