معنی ۱neutral · 86%
حرفی که برای ابراز تحسین یا ستایش کسی گفته میشود.
مثالهای طبیعی
She got a compliment on her haircut.
او بابت مدل موی جدیدش تعریف شنید.
I paid the designer a compliment after the meeting.
پس از جلسه از طراح تعریف کردم.
Thank you for the lovely compliment!
ممنون از تعریف قشنگت!
نکتهٔ کاربردی
Compliment یعنی تعریف و تحسین؛ complement چیزی است که چیز دیگری را کامل میکند یا بهبود میدهد.
ترکیبهای رایج
— مستقیماً از کسی تعریف کردن
