comply
C2اسم/US /kəmplˈaɪ/ kəmpl-Ī; UK /kəmplˈaɪ/ kəmpl-Ī/
بر آوردن، اجابت کردن، بر اوردن اجابت کردن
JadoLearn Dictionary
معنی comply به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بر آوردن، اجابت کردن، بر اوردن اجابت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
ابسنت؛ نوشیدنی الکلی سبزرنگ
آمرزش؛ بخشایش رسمی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.