ترکیب و آرایش مشخصِ اجزایی که چیزی را تشکیل میدهند
مثالهای طبیعی
Researchers analyzed the chemical composition of the soil.
پژوهشگران ترکیب شیمیایی خاک را تحلیل کردند.
The committee's composition changed after the election.
ترکیب اعضای کمیته پس از انتخابات تغییر کرد.
Its composition differs significantly from conventional concrete.
ترکیب آن بهطور چشمگیری با بتن معمولی تفاوت دارد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی به اجزای تشکیلدهندهٔ چیزی و نحوهٔ ترکیب آنها مربوط است.
