مواد گیاهی و غذایی تجزیهشده که برای بهبود کیفیت خاک به آن افزوده میشوند
مثالهای طبیعی
We spread compost around the tomato plants.
دور بوتههای گوجهفرنگی کمپوست پخش کردیم.
Compost helps garden soil hold moisture.
کمپوست به حفظ رطوبت خاک باغچه کمک میکند.
Her homemade compost was ready by spring.
کمپوست خانگی او تا بهار آماده شده بود.
نکتهٔ کاربردی
از ترکیبهایی مانند some compost، make compost و add compost to soil استفاده کنید. فعل compost یعنی قرار دادن مواد آلی در شرایطی که بهطور کنترلشده تجزیه شوند.
