عمل فشردن چیزی در فضای کوچکتر یا نتیجهٔ این فرایند.
مثالهای طبیعی
Soil compression can prevent water from draining properly.
فشردگی خاک میتواند مانع زهکشی مناسب آب شود.
The bandage applies gentle compression to the injured ankle.
این باند فشار ملایمی به مچ پای آسیبدیده وارد میکند.
Compression makes the foam easier to transport.
فشردهسازی حمل فوم را آسانتر میکند.
نکتهٔ کاربردی
compression فرایند یا فشار را توصیف میکند؛ compressed به حالت نهاییِ ماده اشاره دارد.
