توافقی که در آن هر طرف کمتر از آنچه در ابتدا میخواست میپذیرد
مثالهای طبیعی
Both sides reached a compromise after lengthy negotiations.
دو طرف پس از مذاکرات طولانی به مصالحه رسیدند.
The proposal represents a compromise between competing priorities.
این پیشنهاد نشاندهندهٔ مصالحهای میان اولویتهای رقیب است.
A compromise may prevent the dispute from escalating.
یک مصالحه ممکن است از تشدید اختلاف جلوگیری کند.
نکتهٔ کاربردی
یک `compromise` معمولاً شامل امتیاز دادن از سوی بیش از یک طرف است.
