با پذیرفتن بخشی کمتر از خواستهٔ اولیهٔ هر طرف به توافق رسیدن
مثالهای طبیعی
Both teams compromised on the final delivery date.
هر دو تیم دربارهٔ تاریخ نهایی تحویل مصالحه کردند.
Neither manager seemed willing to compromise.
هیچیک از مدیران مایل به سازش به نظر نمیرسید.
They compromised by choosing a location midway between both homes.
آنها با انتخاب مکانی در میانهٔ فاصلهٔ دو خانه به توافق رسیدند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی `compromise` اغلب بدون مفعول مستقیم به کار میرود.
