معنی ۱neutral · 85%
پنهاننگهداشتهشده از دید یا آگاهی، اغلب بهصورت عمدی.
مثالهای طبیعی
The suitcase had a concealed pocket beneath its lining.
چمدان زیر آستر خود جیبی مخفی داشت.
Her identity remained concealed throughout the inquiry.
هویت او در تمام طول تحقیق پنهان ماند.
Visitors entered through a concealed doorway backstage.
بازدیدکنندگان از دری پنهان در پشت صحنه وارد شدند.
نکتهٔ کاربردی
concealed اغلب بر پنهانسازی عمدی دلالت دارد؛ hidden گاهی فقط چیزی است که دیدنش سخت است.
