معنی ۱neutral · 85%
مادهای که با گرفتن مقدار زیادی از آبش غلیظتر شده است.
مثالهای طبیعی
This orange juice is made from concentrate.
این آبپرتقال از کنسانتره تهیه شده است.
She bought a bottle of fruit concentrate.
او یک بطری کنسانترهٔ میوه خرید.
Different concentrates require different amounts of water.
کنسانترههای مختلف به مقدارهای متفاوتی آب نیاز دارند.
نکتهٔ کاربردی
برای اشاره به مادهٔ کلی، concentrate بدون حرف تعریف میآید؛ برای نوع مشخص یک محصول میتوان گفت a concentrate.
