توانایی معطوفکردن تمام توجه به یک موضوع.
مثالهای طبیعی
Reading in silence requires concentration.
مطالعه در سکوت به تمرکز نیاز دارد.
Loud conversations broke my concentration.
گفتوگوهای بلند تمرکزم را به هم زد.
Short breaks can improve your concentration.
استراحتهای کوتاه میتوانند تمرکزت را بهتر کنند.
نکتهٔ کاربردی
تمرکز در این معنا معمولاً غیرقابلشمارش است: improve concentration درست است، نه improve a concentration.
