معنی ۱neutral · 84%
دارای مرکز یکسان؛ بهویژه دربارهٔ دایرهها و حلقهها.
مثالهای طبیعی
The paths formed three concentric circles around the fountain.
مسیرها سه دایرهٔ هممرکز دور فواره تشکیل میدادند.
Concentric rings appeared on the cut tree trunk.
روی تنهٔ بریدهشدهٔ درخت، حلقههای هممرکز دیده میشد.
These circles are concentric, although their radii differ.
این دایرهها هممرکزند، هرچند شعاعهایشان متفاوت است.
نکتهٔ کاربردی
concentric صرفاً به معنی نزدیکبودن یا هماندازهبودن نیست؛ مرکزها باید بر هم منطبق باشند.
