معنی ۱neutral · 90%
رویدادی که در آن افراد برای تماشاگران موسیقی اجرا میکنند.
مثالهای طبیعی
We are going to a concert on Saturday.
ما شنبه به یک کنسرت میرویم.
The concert was amazing last night.
کنسرت دیشب فوقالعاده بود.
She goes to many concerts every year.
او هر سال به کنسرتهای زیادی میرود.
نکتهٔ کاربردی
از concert برای یک اجرای عمومی موسیقی استفاده میشود که معمولاً در آن نوازندگان یا خوانندگان بهصورت زنده اجرا میکنند.
ترکیبهای رایج
— کنسرتی که در آن نوازندگان در حضور تماشاگران بهصورت زنده اجرا میکنند

