چیزی که برای رسیدن به توافق یا کاهش مخالفت داده یا پذیرفته میشود
مثالهای طبیعی
Management offered a concession on working hours.
مدیریت دربارهٔ ساعات کاری امتیازی پیشنهاد داد.
Both sides made concessions before signing the agreement.
هر دو طرف پیش از امضای توافقنامه امتیازهایی دادند.
The minister rejected demands for another concession.
وزیر درخواستها برای یک امتیاز دیگر را رد کرد.
نکتهٔ کاربردی
یک `concession` اغلب شامل کنار گذاشتن بخشی از موضع در جریان مذاکره است.
