فرد یا شرکتی که برای ادارهٔ کسبوکار یا ارائهٔ خدمات در محلی مشخص مجوز یا امتیاز دریافت کرده است.
مثالهای طبیعی
An airport concessionaire opened two new cafés.
یک شرکتِ دارای امتیاز فعالیت در فرودگاه، دو کافهٔ جدید افتتاح کرد.
The park hired a concessionaire to run its campsite.
پارک برای ادارهٔ محل کمپینگ خود با یک بهرهبردارِ دارای امتیاز قرارداد بست.
Several concessionaires submitted offers for the ferry service.
چند دارندهٔ امتیاز بهرهبرداری برای ادارهٔ خدمات کشتی مسافربری پیشنهاد دادند.
نکتهٔ کاربردی
concessionaire حق بهرهبرداری را دریافت میکند؛ سازمانی که این حق را اعطا کرده است concessionaire نیست.
