معنی ۱formal · 85%
توافق و همکاری مسالمتآمیز میان افراد یا گروهها.
مثالهای طبیعی
The treaty encouraged concord between neighboring states.
این پیمان به تقویت وفاق میان کشورهای همسایه کمک کرد.
Residents lived in concord despite their different beliefs.
ساکنان با وجود تفاوت باورهایشان در صلح و سازگاری کنار هم زندگی میکردند.
Lasting concord requires both sides to make concessions.
برقراری وفاق پایدار مستلزم آن است که هر دو طرف امتیازهایی بدهند.
نکتهٔ کاربردی
از «agreement» رسمیتر است و بر نبودِ درگیری در بلندمدت تأکید دارد.
