معنی ۱formal · 85%
همخوان یا سازگار با اطلاعات، یافتهها یا اصول دیگر.
مثالهای طبیعی
The latest findings are concordant with previous results.
یافتههای تازه با نتایج قبلی همخوان هستند.
Two concordant statements strengthened the investigation.
دو اظهارنظرِ همخوان، به اعتبار تحقیق افزودند.
Her proposal seemed concordant with the organisation’s values.
پیشنهاد او با ارزشهای سازمان سازگار به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً سازگاریِ شواهد، گزارشها یا اصول را توصیف میکند، نه صدایی دلنشین را.
