مشخص، روشن و مبتنی بر واقعیتها یا نمونههای واقعی، نه ایدههای کلی
مثالهای طبیعی
We need a concrete plan before approving the budget.
پیش از تأیید بودجه به یک برنامهٔ مشخص نیاز داریم.
Her examples were concrete and easy to verify.
نمونههای او ملموس و بهراحتی قابل بررسی بودند.
The revised proposal is more concrete than the draft.
پیشنهاد بازنگریشده از پیشنویس مشخصتر است.
نکتهٔ کاربردی
این معنی مجازی، واقعیتها یا برنامههای مشخص را در برابر ایدههای انتزاعی یا مبهم قرار میدهد.
