زنی که در رابطهای صمیمی و پایدار با مردی است، اما جایگاه اجتماعیِ او از همسر یا همسران رسمیِ آن مرد پایینتر است.
مثالهای طبیعی
The emperor’s concubines occupied separate quarters within the palace.
زنانِ همبالینِ امپراتور در بخشهای جداگانهای از کاخ سکونت داشتند.
A concubine could exercise influence without holding a queen’s rank.
یک زنِ همبالین میتوانست نفوذ داشته باشد، بیآنکه مقامِ ملکه را داشته باشد.
The novel distinguishes the ruler’s wife from his concubine.
رمان میان همسر رسمیِ فرمانروا و زنِ همبالینِ او تفاوت قائل میشود.
نکتهٔ کاربردی
این عنوان به رابطهای با ساختار اجتماعی و تاریخیِ مشخص اشاره دارد و نباید آن را معادل هر معشوقه یا شریکِ عاطفی دانست.
