ابراز علنیِ مخالفت یا انزجار بسیار شدید از یک اقدام یا فرد.
مثالهای طبیعی
The new restrictions drew condemnation from rights organizations.
محدودیتهای جدید با محکومیت شدید سازمانهای حقوق بشری روبهرو شد.
Public condemnation intensified after the investigation aired.
پس از پخش گزارش تحقیق، موج محکومیت عمومی شدت گرفت.
Her condemnation of the attack was unusually forceful.
محکومکردن آن حمله از سوی او بهطرز غیرمعمولی شدید بود.
نکتهٔ کاربردی
انتقاد ممکن است ملایم باشد، اما condemnation داوری اخلاقی یا عمومیِ بسیار شدیدی است.
