معنی ۱neutral · 85%
فرایندی که در آن گاز، بهویژه بخار آب، به مایع تبدیل میشود.
مثالهای طبیعی
Condensation formed inside the window overnight.
در طول شب، قطرههای ناشی از میعان در سطح داخلی پنجره تشکیل شد.
Cooling the vapour causes condensation.
خنککردن بخار باعث میعان آن میشود.
A working fan helps reduce condensation after showers.
یک هواکش سالم به کاهش تشکیل قطرات آب پس از دوشگرفتن کمک میکند.
نکتهٔ کاربردی
در گفتار روزمره، condensation گاهی هم به فرایند میعان و هم به قطرات آب حاصل از آن اشاره میکند.
