condense
C2اسم/US /kəndˈɛns/ kənd-ĔNS; UK /kəndˈɛns/ kənd-ĔNS/
متراکم کردن، متراکم، متراکم شدن
JadoLearn Dictionary
معنی condense به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متراکم کردن، متراکم، متراکم شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موافقتنامه، مبتلا شدن، به مقاطعه دادن
جمعیت، شلوغی، ازدحام
ضخیم کردن، کلفت کردن، ضخیم شدن
تغلیظ کردن
خلاصه کردن؛ کوتاه کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.