رفتاری نادرست را بدون مخالفت جدی پذیرفتن یا اجازهٔ ادامهٔ آن را دادن.
مثالهای طبیعی
We cannot condone harassment in any form.
ما نمیتوانیم آزار و اذیت را به هیچ شکلی نادیده بگیریم.
The policy appears to condone repeated bullying.
به نظر میرسد این سیاست، زورگویی مکرر را تحمل میکند.
Supervisors condoned the misconduct by refusing to intervene.
سرپرستان با خودداری از مداخله، از رفتار خلاف مقررات چشمپوشی کردند.
نکتهٔ کاربردی
condone با forgive یکی نیست؛ بخشیدنِ کسی لزوماً به معنای تأیید یا اجازهدادن به تکرار رفتار نادرست نیست.
