ائتلافی از دولتها یا گروههای مستقل که برای هدفهای مشترک همکاری میکنند.
مثالهای طبیعی
The islands formed a confederacy to manage shared fisheries.
جزیرهها برای مدیریت منابع مشترک شیلات، اتحادیهای تشکیل دادند.
A loose confederacy of unions opposed the reform.
ائتلافی سست از اتحادیههای کارگری با اصلاحات مخالفت کرد.
Each member of the confederacy retained its own laws.
هر عضو این اتحاد قوانین خودش را حفظ کرد.
نکتهٔ کاربردی
confederacy معمولاً همکاری میان اعضای مستقل را هماهنگ میکند؛ در یک federation با ساختاری یکپارچهتر، دولت مرکزی عموماً اختیار بیشتری دارد.
