عنوان، افتخار، حق یا مزیتی را بهطور رسمی به کسی اعطا کردن
مثالهای طبیعی
The university conferred an honorary degree on her.
دانشگاه یک مدرک افتخاری به او اعطا کرد.
The agreement confers additional rights upon employees.
این توافق حقوق بیشتری به کارکنان اعطا میکند.
The award conferred considerable prestige on the researcher.
این جایزه اعتبار زیادی برای پژوهشگر به همراه آورد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، `confer` رسمی است و معمولاً پیش از دریافتکننده با `on` یا `upon` میآید.
