مطمئن به تواناییهای خود یا احتمال موفقیت
مثالهای طبیعی
She felt confident before the presentation.
او پیش از ارائه احساس اعتمادبهنفس میکرد.
He is confident about speaking English at work.
او برای انگلیسی صحبت کردن در محل کار اعتمادبهنفس دارد.
I feel more confident after more practice.
با تمرین بیشتر، احساس اعتمادبهنفس بیشتری میکنم.
نکتهٔ کاربردی
برای یک موقعیت یا فعالیت، از `confident about + noun/-ing` استفاده میشود.

