آتشسوزی بسیار بزرگ و ویرانگری که با سرعت گسترش مییابد.
مثالهای طبیعی
A conflagration swept through the historic market overnight.
آتشسوزی بزرگی شبانه در سراسر بازار تاریخی گسترش یافت.
Fire crews struggled to contain the conflagration.
نیروهای آتشنشانی برای مهار آتشسوزی گسترده تلاش میکردند.
Successive conflagrations destroyed much of the wooden town.
آتشسوزیهای بزرگِ پیدرپی بخش زیادی از شهر چوبی را ویران کردند.
نکتهٔ کاربردی
از fire رسمیتر و قویتر است؛ برای شعلهای کوچک در خانه مناسب نیست.
