نقطهای که دو رودخانه یا جویبار به یکدیگر میپیوندند.
مثالهای طبیعی
Their boat reached the confluence just before sunset.
قایقشان درست پیش از غروب آفتاب به محل تلاقی دو رود رسید.
At the confluence of two rivers, turn east.
در محل پیوستن دو رودخانه به هم، به سمت شرق بپیچید.
Several confluences attract rare birds during migration.
چندین محل تلاقی رودخانهها در فصل مهاجرت پرندگان کمیاب را به خود جذب میکنند.
نکتهٔ کاربردی
در جغرافیا، confluence محل یکیشدن جریانهای آب است، نه تمام حوضهٔ آبریز.
