غلیظ یا جامدشدنِ مایع بر اثر سردشدن یا بیحرکتماندن.
مثالهای طبیعی
The sauce congealed as it cooled on the stove.
سس وقتی روی اجاق سرد شد، غلیظ و سفت شد.
Fat congeals inside pipes during cold weather.
در هوای سرد، چربی داخل لولهها سفت میشود.
By morning, the blood had congealed around the wound.
تا صبح، خونِ دور زخم لخته بسته بود.
نکتهٔ کاربردی
congeal بر تبدیل مایع به حالت نیمهجامد یا جامد تأکید دارد، نه صرفاً سردشدن آن.
